محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

393

خلاصة الحكمة ( فارسى )

شديدترين آنها ديگرى را تخفيف مىدهد ؛ ردع عبارت است از هر نوع خراش و تحريك بافتى و يا جراحت موضعى عضوى خفيف و مصنوعى و به منظور تخفيف و يا از ميان بردن حالت بيمارى سخت تر و شديدتر كه در نقطهء ديگر بدن واقع شده به كار برده مىشود . و يا عبارت از طريقهء درمانى است كه به وسيلهء آن در نقطهء معين از بدن يك اختلال مرض مصنوعى ايجاد مىكنند تا اختلال مرضى طبيعى اعضايى را كه در نقاط ديگر بدن و دور تر از آن واقع شده تخفيف بدهد و يا به كلى از بين ببرد . . . . « 1 » رُدْع : ( ع . ص ، ا ) . جِ ارْدَع . ( منتهى الارب ) . جِ رَدْعاء . ( ناظم الاطباء ) . رَدِى : ( ع . ص ) . رَدىء . بد و بى قدر . ( ناظم الاطباء ) . مقابل جَيد . و به تشديد دال مكسور خطاست . ( آنندراج ) . نفاية . ( دستور اللغة ) . - ردى الطبع : پست طبيعت و فرومايه . ( ناظم الاطباء ) . رَسم : ( ع . ا ) . آيين و روش و منوال و طرز و شيوه و قاعده و قانون و طريق و وضع . ( ناظم الاطباء ) . به معنى آيين و روش به فارسى با لفظ گرفتن و آوردن و داشتن و نهادن و بر جاى داشتن و پخته كردن و بردن و ديدن و انداختن و برافكندن و برداشتن و زدودن و شكستن و برخاستن و برافتادن مستعمل . ( آنندراج ) . رُسوب : ( ع . مص ) . ته نشستن . در ته ظروف قرار گرفتن دُرد يا جرم شىء . ( فرهنگ فارسى معين ) . قرار گرفتن اجزاى غليظ مايعات در تك آن . ( كشاف اصطلاحات الفنون ) . رُسوب : ( ع . ا ) . هر چه در ظرف از دُرد مايعات ته نشين شود . و در اصطلاح پزشكى هر مايعى را گويند كه غليظ تر از بول و متميز از آن باشد اعم از اين كه در وسط يا بالاى ظرف قرار گيرد . رسوب بر سه قسم است : اول آن كه در ظرف ته نشين مىشود و رسوب راسب ناميده مىشود . دوم آن كه در وسط ظرف پيدا مىشود و رسوب متعلق ناميده مىشود . سوم آن كه در بالاى ظرف قرار دارد و آن را غمام و سحاب و رسوب طافى گويند . و باز رسوب به طبيعى و غير طبيعى تقسيم مىشود و رسوب طبيعى را رسوب فاضل و خوب ، و رسوب غير طبيعى را رسوب پست گويند . ( كشاف اصطلاحات الفنون ) . رسوب بول : املاح و عناصر سلولى يا غير سلولى كه در ادرار مريضان ته نشسته شود و مورد آزمايش قرار گيرد . ته نشين شاش . ( فرهنگ فارسى معين ) . رسوب طافى : راسب روى آب . ( بحر الجواهر ) .

--> ( 1 ) . احمد عطايى ، درمانشناسى ، ج 1 ، ص 488 .